مصاحبه علمی: حدیث شناسی؛ قواعد و معیارهای نقد آن
37 بازدید
نحوه تهیه : گروهی
محل انتشار : شیعه شناسی ) پاییز 1384 - شماره 11 )(28 صفحه - از 11 تا 38)
تعداد شرکت کننده : 0

چکیده

بررسی مبانی و قواعد نقد حدیث شیعه از جمله ضرورت‏های پژوهشی است که در این گفت‏وگوی علمی مورد تحلیل واقع شده است. در این گفت‏وگو، نخست تمایز فهم و نقد حدیث و تفاوت مبانی و قواعد آن بررسی شده و در ادامه، ضرورت نقد حدیث معلوم گردیده و بیان شده است که نقد حدیث از زمان صدور روایات شروع شده و تاکنون ادامه یافته و در دوران معاصر، از اهمیت بیشتری برخوردار گردیده است. مهم‏ترین معیار و قاعده نقد حدیث شیعه (عرضه روایات بر آیات) مورد بحث واقع شده و بیان گردیده که لازم است روایات اختلافی بر آیات شریفه عرضه شوند تا مخالفتی با متون آیات نداشته باشند. اهمیت بررسی سندی نیز در روایات عرضه شده مورد توجه واقع گردیده و بیان شده که عرضه روایات بر آیات لازم است توسط افرادی صورت بگیرد که از علوم حدیث بهره‏مند و از دانش تفسیر و علوم آن نیز برخوردار باشند.

شیعه‏شناسی: مقصود از مبانی و قواعد نقد حدیث چیست؟

مؤدّب: «قواعد نقد حدیث» مجموعه اصولی هستند که در نقد و ارزیابی حدیث به ما کمک می‏کنند و به‏گونه‏ای در فهم دقیق احادیث معصومان علیهم‏السلام به ما یاری می‏رسانند تا به کمک آن‏ها، فهم کاملی از مراد ائمّه اطهار علیهم‏السلام داشته باشیم و از آن‏ها به «معیارهای نقد حدیث» نیز تعبیر شده است. بررسی احادیث مقدّمه فهم آن‏ها است؛ زیرا نقد می‏تواند

______________________________

1 با حضور حجج الاسلام والمسلمین دکتر محمدعلی رضایی، دکتر سیدرضا مؤدّب و دکتر علی نصیری.

 

مرحله‏ای از فهم روایات باشد؛ چنان که استاد گران‏قدر جناب آقای علی اکبر غفّاری نیز در کتاب تلخیص مقباس در بحث «فقه‏الحدیث» بدان اشاره کرده است. قواعد نقد حدیث، که محدّثان آن‏ها را بنا نهادند، از نظر هر شخصیت و یا هر محدّث معیارهایی مجزّا هستند که از نظر تعداد و ترتیب متفاوتند و غالبا برگرفته از کلام معصومان علیهم‏السلام می‏باشند؛ از جمله اینکه در نقد حدیث، ما ناچاریم از آیات شریفه کمک بگیریم، یا آن‏ها را بر روایات مطمئن عرضه کنیم یا از اصول مسلّم عقلی کمک بگیریم یا از اصول و قواعد دیگری که در ارزیابی متن هر متنی می‏توانند ما را یاری برسانند، استفاده کنیم.

مقصود از «مبانی» پیش‏فرض‏هایی است که در مورد حدیث پذیرفته شده و بر اساس آن‏ها، نقد ضرورت پیدا می‏کند؛ مثل آنکه احادیث دچار آفت «جعل» شده‏اند و یا در نقل روایات، در مواردی کوتاهی صورت گرفته و مضمون صحیح روایت نقل نگردیده و یا در روایات، تصحیف و تبدیل رخ داده و یا گروهی از روایات در شرایط تقیّه صادر شده‏اند و مواردی دیگری. بر این اساس، مبانی نقد حدیث شکل می‏گیرند. پس از شکل‏گیری مبانی نقد حدیث، هر محدّثی معیارهایی را معیّن می‏نماید که تا با کمک آن‏ها، روایات را نقد و ارزیابی کند.

رضایی: تصور می‏کنم که باید سه مطلب را از همدیگر جدا کنیم:

یکی بحث «مبانی» است. «مبانی» همان مطالب اساسی هستند که به صورت پیش‏فرض در جای دیگر، معمولاً اثبات می‏شوند و در علم کاربرد دارند. به عبارت دیگر، همان اصول موضوعه هستند که در هر علمی وجود دارند. مطالب اساسی بحث‏ها گاهی صحیح هستند و گاهی غلط. این موضوع تأثیر زیادی در فهم و تفصیل و نقد دارد؛ مثلاً، از جمله پیش‏فرض‏هایی که ما در نقد حدیث داریم، این است که حدیث پیامبر اکرم و اهل بیت علیهم‏السلام باید به صورت صحیح نقل شود و صحیح آن معتبر است. این یک پیش‏فرض صحیح است. پیش فرض‏های غلطی هم وجود دارند؛ مثل اینکه محدّث یا ناقد، مبانی مذهبی یا مبانی و تعصّبات قومی و ملّی و تعصّبات کلامی را در نقد یا فهم

حدیث دخالت دهد. نمونه‏های این موضوع را در صحیح بخاری یا صحیح مسلم می‏بینید. این‏ها وقتی احادیث را نقل می‏کنند ـ و ادعا هم می‏کنند که تمام این احادیث صحیح هستند ـ اصلاً از امام صادق و امام باقر علیهماالسلام حدیثی نقل نمی‏کنند. این خودش معنا دارد! یعنی با اینکه امام باقر علیه‏السلام جزو تابعان بوده، اصلاً از آن حضرت علیه‏السلام حدیث نقل نمی‏کنند. این یک موضع‏گیری آشکار است. پیش‏فرضی را از اول برای خودشان تعریف کرده‏اند که از اهل بیت علیهم‏السلام حدیث نقل نکنند؛ به خاطر مسائل سیاسی یا هر دلیل دیگر. به عبارت دیگر، تحمیل عقیده بر حدیث نباید جزو مبانی باشد، به‏گونه‏ای که انسان به جای آنکه مطالبی را از حدیث پیامبر و اهل بیت علیهم‏السلام بگیرد عقیده خودش را بر حدیث تحمیل کند.

بحث دوم درباره قواعد است؛ چیزهایی که کبرای استنباط قرار می‏گیرند؛ مثل این قاعده در نقد حدیث که جعل و جعلیات و اسرائیلیات در احادیث مردود است. این یک قاعده است. دلایل خاص خودش را هم دارد. وقتی گفتیم این حدیث جعلی است، و وقتی قاعده داریم که هر حدیث جعلی مردود است، نتیجه می‏گیریم که این حدیث مردود است. بنابراین، چیزهایی که کبرای استنباط قرار می‏گیرند جزو قواعد به شمار می‏آیند؛ همانند قواعد فقهی یا تفسیری. قواعد حدیثی متعددند. بسیاری از آن‏ها مشابه تفسیر هستند؛ همانند ارجاع متشابهات و محکمات یا همین قاعده نفی جعلیات و اسرائیلیات.

نکته سوم بحث ضوابط و معیارهای نقد حدیث است؛ یعنی ما یک سلسله مبانی و قواعد داریم و یک سلسله ضوابط و معیارها. برخی از ضوابط و معیارهای نقد حدیث به سند مربوطند؛ مثل اینکه سند حدیث ضعیف باشد یا حدیث جعلی باشد یا راوی آن اسرائیلی باشد؛ مثل کعب الاحبار و امثال آن. برخی از معیارهای نقد هم به متن روایات ارتباط دارند؛ یعنی ضوابط و معیارهایی که در نقد متن از آن‏ها استفاده می‏شود. عدم مخالفت با کتاب و سنّت و عقل و علم تجربی قطعی (که گاهی از آن به «حس» تعبیر می‏شود) از اصول مسلّم است. البته قدما بیشتر بر کتاب و سنّت تأکید می‏کردند، اما

متأخّران شیعه بر مباحث عقلی زیاد تأکید می‏کنند و برخی از اهل سنّت بر علم تجربی و حس (یعنی محسوسات و بدیهیات حسی)؛ می‏گویند: حدیث نباید با بدیهیات حسی و تجربی مخالف باشد. برای مثال، در بعضی احادیث آمده که آسمان‏ها بر سر کوه قاف قرار دارند و این کوه قاف محیط بر زمین است. اما این مخالف علم قطعی ما در علوم تجربی است؛ چون ثابت شده که زمین کروی است و روی کوه قاف نیست. کوه قاف هم محیط به زمین نیست. این مطلبی است که ابوریّه در کتاب اضواء علی السنّة المحمدیة (ص 168) نقل کرده که مخالف علم قطعی است. بنابراین، نمی‏تواند درست باشد.

البته ایشان دو سه معیار دیگر را هم نقل کرده است که این‏ها جای بحث دارند. در میان شیعیان، گاهی در نقد حدیث و نیز مباحث فقهی بر «روح شریعت و ذوق فقهی» تأکید می‏شود که در این‏باره باید بحث شود که آیا این معیار هست یا نه. در مقابل، اهل سنّت بر اجماع و عدم مخالفت با آن به عنوان یک «نقل عام البلوا» تأکید دارند؛ یعنی چیزی که همه آن را نقل کنند.

شیعه‏شناسی: چه تعریفی از «قواعد» و «مبانی» و «ضابطه» وجود دارد؛ آیا این‏ها را از یکدیگر متمایز می‏دانید؟

رضایی: «مبانی» مباحث پیش‏فرض هستند؛ یعنی در علم دیگری اثبات می‏شوند، بعد به اینجا می‏آیند. اما «قاعده» ـ به اصطلاح ـ کبرای قیاس قرار می‏گیرد، برای استنباط متن یا ردّ آن. اما «ضابطه و معیار» در حقیقت، حکم خط‏کش را دارد که بر اساس آن و بر اساس منابع اصلی می‏توانیم یک حدیث را قبول یا رد کنیم. فرض کنید اگر «عقل» را حجت بدانیم و مخالفت با عقل را معیار قرار دهیم، نتیجه آن می‏تواند یک قاعده باشد؛ یعنی ضوابط پذیرش یا ردّ احادیث می‏توانند از آن نتیجه گرفته شوند و قواعدی را به دست بدهند. ولی «ضابطه و معیار» غیر از قاعده است. ضابطه و معیار مقدّم بر قاعده است؛ اول باید ضابطه و معیار مشخص شود، سپس از دل آن، قاعده‏ای را بیرون کشید که ـ مثلاً ـ نتیجه بگیرید مخالفت با کتاب مسقِط حدیث است.

نصیری: میان «فهم» و «نقد» اساسا تفاوت است. این دو از سه جهت با هم تفاوت دارند، هرچند هر دو از یک مقوله به حساب می‏آیند؛ یعنی به هر صورت، در نقد هم فهمی صورت می‏گیرد، اما این‏ها از سه جهت تفاوت دارند:

اول از جهت «انگیزه و علت غایی» است. در نقد، به سراغ حدیث می‏روند و می‏خواهند آن را کنار بزنند یا آن را بازسازی کنند. در نگاه اولیه، مقصود این نیست که از حدیث چیزی بفهمند ـ البته اگر بازسازی شد ممکن است به فهم آن بپردازند ـ کاری که مرحوم مجلسی در مرآة العقول انجام داده یا دیگر بزرگان مثل مرحوم شوشتری در الاخبار الدخیلة کرده است، در حالی که در فهم، این پیش‏فرض وجود ندارد که حدیث را کنار بگذارند یا بازسازی کنند؛ حتی ممکن است فرض بر این باشد که قبلاً حدیث بازسازی شده است و نیاز به بازسازی ندارد و از نظر سند هم‏شکلی ندارد و در پی فهم مدلولی حدیث باشند. بنابراین، انگیزه ورود به بحث فرق می‏کند.

تفاوت دوم در «راه‏کارها» است. در نقد، صحبت از معیار است؛ محکی که ما با آن حدیث را ارزش‏گذاری کنیم؛ مثلاً، وقتی حدیث مخالف قرآن است، قرآن معیار و محک کنار گذاشتن حدیث می‏شود، در حالی که در فهم حدیث، با معیارها سر و کار نداریم. ما در فهم حدیث، با مبانی سروکار داریم؛ زیرساخت‏ها و قواعدی که دست ما را بگیرند؛ مانند سیاق. این سیاق هیچ موقع به کار نقد نمی‏آید، ولی به کار فهم می‏آید. پس راه‏کارهای این دو با هم فرق می‏کنند.

تفاوت سوم میان نقد و فهم در «نتیجه و دستاورد» آن‏هاست. نتیجه نقد حدیث، کنار گذاشتن و بازسازی حدیث است، در حالی که نتیجه فهم به دست دادن پیام‏ها و مدلول‏ها و بسیاری از مسائل دین شناختی است.

بنابراین، ما باید مسئله «فهم» را از «نقد» جدا کنیم. این‏ها دو مقوله‏اند؛ تاریخشان، کتاب‏هایشان و آثارشان کاملاً با هم تفاوت دارند.

مسئله دوم اینکه ما در بحث «فهم حدیث»، با دو پدیده روبه‏رو هستیم: یکی پدیده «مبانی» و دیگری پدیده «قواعد». مقصود از «مبانی» اصول موضوعه‏ای است که از ...

آدرس اینترنتی